

WwW.SkyClick.ir
POWERED BY

0- متولد اسفند هزار و سيصد و پنجاه و پنج 1- در تربت جام به دنيا آمد. 2- شش ماهه بود كه به مشهد رفتند. 3- از 12 سالگى يادگيرى سولفژ و نتخوانى و رديف آوازى را شروع كرد. 4- در همين دوران با خانوادهاش به تهران آمد. 5- اولين استادش شاكرى بود. 6- شاگرد مورد علاقه استاد نصرا... ناصحپور بود به مدت چهار سال. 7- سال 72 وارد دانشگاه شد در رشته زبان انگليسى. 8- بعد از دو ترم انصراف داد. 9- سال 73 وارد رشته تئاتر شد. 10- بعد از يك سال تحصيل، تئاتر را هم رها كرد.
موضوع اين مطلب : مطالب خبری,هنری,
نوشته شده در سه شنبه 13 مرداد 1389 توسط سیراب| تعداد بازدید : 62 | لينك ثابت
۱-دوباازيگر سينماي ايران (لادن مستوفي و مژده شمسايي) همسر دو كارگردان ( شهرام اسدي و بهرام بيضايي ) هستند با اين تفاوت كه شمسايي فقط در فيلم هاي همسرش بازي مي كند اما اسدي با حضور مستوفي در آثار كارگردانان ديگر مشكلي ندارد .
2-رويا تيموريان بازيگر بيد مجنون به حضور تصاوير مجيد مجيدي در تبليغات اين فيلم اعتراض كرد و به همين دليل از او دل خوشي ندارد . مجيدي در جشنواره بيست و چهارم فيلم فجر ، رئيس هيات داوران بود و به بازي درخشان تيموريان در فيلم كافه ستاره هيچ توجهي نكرد .
3-بسياري از بازيگران مطرح در رشته هاي دانشگاهي غير هنري درس خوانده اند اما در ميان آنها گلاب آدينه كه ليسانسيه رشته اقتصاد سياسي است شايد نامربوط ترين تحصيلات را داشته باشد.
4-حميد لولايي چند سال به عنوان مدير داخلي سالن هاي سينماي تهران ( از جمله سينما آزادي ) فعاليت مي كرد اما سپس به عنوان بازيگر جذب تلويزيون شد .
5-عزت ا... انتظامي تا زماني كه فيلم هامون به اكران درآمد در تمام فيلم هاي داريوش مهرجويي حضور داشت اما وقتي با تماشاي هامون متوجه شد مهرجويي سكانس هاي زيادي از بازي او را براي پر رنگ تر شدن نقش خسرو شكيبايي حذف كرده با اين كارگردان دچار اختلاف شد و طي دهه هاي 70 و 80 جز بازي در ميكس همكاري خود با مهرجويي را كاملاً قطع كرده است .
موضوع اين مطلب : مطالب خبری,هنری,سینمایی,
نوشته شده در سه شنبه 13 مرداد 1389 توسط سیراب| تعداد بازدید : 36 | لينك ثابت 
اولین چیزی كه بهش دل بستم تو بودی. بی تو آروم و قرار نداشتم! گریه میكردم. تو رو میخواستم. میدونستم تو نباشی نمی خوابم. دوستت دارم... پستونك!
دستانم را بر كمرت حلقه میزنم، لبانم را بر لبانت میگذارم، از عصاره وجودم میمكم و فریاد میزنم دوستت دارم... ای شیشه نوشابه!
این آخرین چیزی بود كه از تو برام مونده... جای پاهای تو روی دیوار خونمون. یادت بخیر. عجب مارمولكی بودی!
موضوع اين مطلب : مطالب خبری,مطالب متفرقه,
نوشته شده در 10 مرداد 1389 توسط سیراب| تعداد بازدید : 108 | لينك ثابت.jpg)
مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در مسجد بخواند...
لباس پوشید و راهی مسجد شد اما در راه زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.
لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی مسجد شد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد!
موضوع اين مطلب : مطالب خبری,هنری,
نوشته شده در 10 مرداد 1389 توسط سیراب| تعداد بازدید : 10 | لينك ثابت